محمود نجم آبادى

416

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

معنى كى تواند رسيد ، زيراكه خط كالبد ( قلب و جسد ) معنى است و هرگاه در آن اشتباهى افتاد ادراك معانى ممكن نگردد و چون بر خواندن قادر بود بايد كه در آن تأمل واجب دارد و همت در آن نبندد كه زودتر به آخر رسد بلكه فوائد آن را بآهستگى در طبع جاى دهد و اگر بر اين جمله نرود همچنان بود كه حكايت مرد نادان و گنج . . . " . و باز در قسمت اخير اين باب آمده است : " . . . و بر مردمان واجب است كه در كسب علم كوشند و فهم در آن معتبر دارند ، كه طلب علم و ساختن توشه آخرت از مهمات است و زنده را از دانش و كردار نيك چاره نيست و نيز نور ادب دل را زنده كند و داروى تجربت مردم را از هلاك جهل برهاند چنان كه شعاع خورشيد روى زمين را منور گرداند و آب زندگى عمر جاويد دهد و علم به كردار نيك جمال گيرد ، كه ميوه درخت دانش نيكوكارى و كم‌آزارى است و هركه را علم باشد و بدان كار نكند به منزلت كسى است كه مخافت راهى را مىشناسد ، اما ارتكاب كند تا به قطع و غارت مبتلى گردد ، يا بيمارى كه مضرت خوردنيها را مىداند و همچنان بر آن اقدام مىنمايد ، تا در معرض تلف افتد و هرآينه آن كسى كه زشتى كار بشناسد ، اگر خويشتن در آن افكند نشانهء تير ملامت شود ، چنان كه دو مرد در چاهى افتند يكى بينا و يكى نابينا ، اگرچه هلاك ميان هر دو مشترك است ، اما عذر نابينا به نزديك اهل خرد و بصر مقبول‌تر باشد و او را معذور دارند و فايده در تعلم حرمت ذات و عزت نفس است . پس تعليم ديگران كه اگر به افادت ديگران مشغول شود و در نصيب خويش غفلت ورزد ، همچون چشمهء باشد كه از آب او همگنان را منفعت حاصل مىآيد و او از آن بى خبر و از دو چيز نخست خود را مستظهر بايد گردانيد ، پس ديگران را ايثار ( برگزيدن و اختيار كردن ) كرد علم و مال يعنى چون وجوه تجارب معلوم گشت اول در تهذيب اخلاق خويش بايد ( شكل 175 نقشه بابل ) ( اقتباس از كتاب تاريخ ايران سرپرسى سايكس )